محمد يار بن عرب قطغان
256
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
برتافت . در خلال اين احوال خبر رسيد كه شاه طهماسب به استخلاص فرزند خويش با هشتادهزار مرد مسلح روى توجه به آنجانب نهاد و عنان جلادت به اين ناحيت تاخت . و چون حضرت اعلى استماع اين سخن نمود ، به التماس بعضى از اعيان حضرت اعلى كس به طلب خسرو سلطان فرستادند و فى الجمله به او طرح ملايمت نهاد . بنابرآن خسرو سلطان متوجه درگاه گيتىپناه گشت . بعد از آن خان سكندرنشان به اتفاق برادران از قلعهء تربت برخاسته ، به استقبال اعداى دين توجه فرمود . چون دو منزل از قلعهء بوريابادف گذشتند ، جمعى از لشكريان به پايهء سرير كيواننشان آمده ، عرض نمودند كه مردم قلعهء بوريابادف جماعهء ما را كه جهت كاه به آن قلعه رفته بودند از روى خسارت ، آتش خسارت افروختهاند و ايشان را گرفته به آتش سوختهاند . و همچنين كس ديگر ما كه از پى مىآمدند از قلعه برآمده ، سر راه ايشان گرفته ، دست به تاراج اموال ايشان دراز كردهاند . حضرت اعلى بنابر حدوث اين واقعه ، آتش غضب افروخته عنان مراجعت به قلعهء بوريابادف برتافت و حكم فرمود كه تا دلاوران جوشنپناه و برادران ظفردستگاه قدم بر سر خاكريز نهاده سوى اعدا شتافتند و جنگ خونريز درانداختند . بعد از محاربهء بسيار دلاوران نصرتشعار خود را به درون حصار انداختند و بسيارى از آن كافران ديونژاد عفريت نهاد به تيع جهاد گردانيدند و كله منارها به اوج فلك دوار رسانيدند و آن قلعه را مع عمارات ويران كرده ، به زمين ( 147 ب ) برابر كردند . در اين ولا به مسامع عليّه رسيد كه خسرو سلطان باز سر مغايرت برافراشت و روى توجه به جانب شهر سبز گذاشت و دين محمد سلطان كه به مشايعهء او رفته بود گرفته ، بازگشت و از طريق موافقت درگذشت . بنابراين معنى محيط غيرت آن حضرت در جوش آمده ، فرمود كه عساكر گردونمآثر هرچه در حوالى آن قلاع بود به حادثهاى تاراج دادند و خود از آنجا به دولت و اقبال به صوب بخارا كه مستقر ابهت و استقلال است ، روى توجه نهاد . ذكر توجه نمودن حضرت صاحبقران سكندرنشان به جانب مرو شاه جهان چون هواى تسخير مرو شاه جهان در خاطر سكندرنشان افتاد ، با لشكر فراوان و سپاه بىكران قدم به جانب آن صوب نهاد . بعد از آنكه موكب همايون از نهر جيحون عبور فرمود و در كنار چهارجوى نزول اجلال نمود ، از آن موضع جميع لشكر را مانند امير كبير